الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

32

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

امام دهم يقين حاصل كردند و سران شيعه نزد محمّدبن فرج گرد آمدند و در امر امامت با او به گفتگو پرداختند و محمّدبن فرج به پدرم نوشت و از اجتماع آنها گزارش داد و اظهار داشت اگر بيم شهرت و فاش شدن مطلب نبود ، با همهء ان جمعيت نزد وى مىآمد و درخواست كرده بود كه به منزل او برود ! پدرم سوار شد و به خانهء محمّدبن فرج رفت و ديد همهء مردم آنجا جمع شده‌اند ، به پدرم گفتند : تو در امر امامت چه عقيده‌اى دارى ؟ پدرم به كسانى كه آن ورقه‌هاى سربسته را داشتند ، گفت : آنها را بياوريد ! آنها ورقه‌ها را حاضر كردند پدرم گفت : اين دستورى است كه به من رسيده است . بعضى از حاضران گفتند : ما دوست داشتيم كه با تو شاهد ديگرى هم بود ؟ پدرم گفت : خداى عزّوجلّ آن را نيز براى شما فراهم كرده است ، اين ابوجعفر اشعرى كه گواه شنيدن آن پيام است و از او خواست تا آنچه در نزد اوست گواهى دهد ! احمد نخست انكار كرد كه چيزى شنيده باشد ! ولى پدرم او را به مباهله ( نفرين ) فرا خواند ! و چون بر او مسلّم شد و ثابت گرديد ، گفت من اين را شنيدم ؛ اين يك افتخارى است كه مىخواستم نصيب يك مرد عرب گردد نه يك فردى از عجم ! و سرانجام آن قوم بيرون نرفتند مگر اين كه همگى به حق معتقد گشتند . « 1 » 3 - از محمّدبن حسين واسطى نقل كرده است كه وى از احمدبن ابى خالد خدمتگذار ابوجعفر عليه السلام شنيد كه نقل مىكرد : آن حضرت او را بر اين وصيت مكتوب گواه گرفت ( به اين ترتيب ) : گواه است احمدبن ابى خالد

--> ( 1 ) - كافى : 1 / 324 .